دلاور گیلانی
 
طی هفته های اخیر برخی از رسانه های خارجی و شبکه های ضدانقلابی، با استناد به اظهارات تنی چند از فرماندهان و مسئولان عالی رتبه سپاه پاسداران، در چارچوب عملیات روانی علیه این نهاد انقلابی، تلاش کردند تا سپاه را جنگ طلب معرفی کنند هر چند این رویکرد جریان های ضدانقلابی دارای سابقه طولانی بوده و پیشینه آن به دوران دوم خرداد برمی گردد و اکنون در چارچوب پروژه سپاه هراسی و سپاه ستیزی با قوت بیشتری دنبال می شود، لکن به دلیل اهمیت در مقطع کنونی نیاز به تأمل و پاسخگویی دارد.


کسانی که این روزها در این راستا لب به سخن گشوده و یا قلم فرسایی می کنند، این گونه القا می کنند که ایران در بن بست قرار گرفته و برخی از نظامیان و از جمله سپاهیان، راه برون رفت از بن بست کنونی را در جنگ جست وجو کرده و بر همین اساس تلاش می کنند تا کشور را به سمت جنگ سوق دهند. آیا این تحلیل درست است؟ آیا سپاه و یا برخی از فرماندهان سپاه در پی راه انداختن جنگ هستند؟

واقعیت آن است که در سالیان گذشته، جمهوری اسلامی به دلیل پافشاری بر مواضع اصولی خود و عدم عقب نشینی از حقوق ملت ایران، همواره با تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی مواجه بوده است. آمریکایی ها و صهیونیست ها در سال های اخیر بارها بر طبل جنگ کوبیده و ملت ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده اند. تهدیدکنندگان در این سال ها، فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران را بهانه قرار داده و از ایران خواستار متوقف کردن آن شده اند. تا پیش از فعالیت های هسته ای در دهه اخیر، موضوعاتی چون حقوق بشر و تروریسم نیز بهانه اعمال فشار بر جمهوری اسلامی از سوی غرب و به ویژه آمریکایی ها بود و در این راستا تهدیدات نظامی علیه ایران، هیچ گاه از ادبیات دشمنان حذف نشد. به عبارت دیگر، طی دو دهه گذشته، آمریکایی ها و صهیونیست ها، به صورت مستمر و با تمسک به بهانه های مختلف از قبیل فعالیت های هسته ای و تروریسم، ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده و این نوع خط و نشان کشیدن آنها علیه ملت ما همچنان ادامه دارد.

طی یکی دو ماه گذشته، برخی از سران رژیم صهیونیستی، تهدیدات خود را به گونه ای بیان داشتند که گویا به زودی وارد مرحله اقدام شده و چاره ای جز جنگ با ایران اسلامی ندارند، حتی اگر آمریکایی ها در این عرصه با آنان همراهی نداشته باشند. در برابر این نوع تهدیدات ثابت و مستمر دشمنان طی بیست سال گذشته و خصوصاً از سال 1376 و با به قدرت رسیدن جریانی که به دوم خرداد و اصلاح طلب موسوم شد، دو تفکر و دیدگاه در کشور شکل گرفت؛ دیدگاهی که معتقد به بازدارندگی سیاسی بود و دیدگاهی که بر راهبرد بازدارندگی نظامی و دفاع همه جانبه در برابر هر نوع تجاوز خارجی پافشاری داشت.

این دو دیدگاه در ایران همچنان پابرجاست. کسانی که بر بازدارندگی سیاسی پافشاری دارند، می گویند جمهوری اسلامی در برابر قدرت نظامی آمریکا و یا رژیم صهیونیستی قادر به دفاع از خود نیست و نباید بر روی توان دفاعی کشور برای مقابله با قدرت های بزرگ حساب باز کرد. آنها می گویند باید در حوزه سیاسی و با انجام اصلاحات در داخل، اساساً تهدیدات خارجی از سوی غرب را منتفی ساخت.

براساس این دیدگاه، جمهوری اسلامی باید با تغییر در سیاست ها، مواضع و رفتار خود، به تمامی نگرانی های آمریکا و رژیم صهیونیستی پایان دهد. بدیهی است که با مرتفع ساختن نگرانی دشمنان، آنان نه تنها به تهدیدات خود علیه ما پایان خواهند داد، حتی دشمنی ها می تواند جای خود را به دوستی ها بدهد. بر همین مبنا بود که در دوره دوم خرداد، جریان مدعی اصلاحات، به تعلیق کامل فعالیت های هسته ای رضایت داد و فراتر از آن، افرادی برجسته از این جریان اظهار می داشتند که جمهوری اسلامی نیازی به انرژی هسته ای ندارد.   

برهمین مبنا بود که برای دفع تهدیدات رژیم صهیونیستی، تلاش شد در مواضع اصولی نظام در قبال رژیم غاصب اسرائیل تجدیدنظر شود.

بدیهی است که پیامد و حاصل این نگرش در صورت تداوم حضور در قدرت سیاسی، از دو حالت خارج نبود: 1- عقب نشینی تدریجی از تمامی مواضع اصولی و حقوق ملت ایران و از دست دادن استقلال حقیقی و تابع غرب شدن. 2- دشمن در نقطه ای که به پیروزی در یک جنگ برق آسا اطمینان خاطر پیدا کرده، تهدید خود را عملی نماید؛ اما دیدگاهی که بر راهبرد بازدارندگی نظامی تأکید دارد، بر این اعتقاد است که اگر ملت ایران بخواهد استقلال، عزت ملی، انقلاب و دستاوردهای آن را حفظ کند و در مسیر پیشرفت و تعالی به راه خود ادامه دهد، باید در برابر تمامی فشارها ایستادگی کرده و با توانمندسازی خود و بالا بردن قدرت دفاعی کشور، آماده دفاع همه جانبه از خود در برابر هر نوع تهاجمی از سوی بیگانگان باشد.

بازدارندگی نظامی و دفاع همه جانبه، راهبرد اصلی نظام اسلامی و نیروهای مسلح کشور در برابر تهدیدات خارجی است.

جوهره اصلی در راهبرد بازدارندگی نظامی، کوبیدن بر طبل جنگ نیست. جوهره اصلی این راهبرد، بازداشتن دشمن از عملی کردن تهدیدات خود است. آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورهایی حمله می کنند که به پیروزی در جنگ خود اطمینان خاطر داشته باشند. هیچ کشوری، با هدف پذیرش شکست سنگین در جنگ نظامی، آغازگر آن جنگ نخواهد شد. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، با تکیه بر ملت ایران و با اطمینان به نصرت الهی، بر این اعتقاد بوده و هستند که جمهوری اسلامی قادر است در برابر هر نوع تجاوز خارجی ایستادگی کرده و متجاوز را از کرده خود پشیمان تند.

براساس این باور و اعتقاد، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و از جمله سپاه پاسداران طی سالیان گذشته، همواره در مسیر افزایش توانمندی ها حرکت کرده و روزبه روز بر میزان آمادگی خود جهت مقابله با هر نوع تحرک از سوی دشمنان افزوده اند. در منطق بازدارندگی نظامی، قاعده و اصل آن است که باید همواره دشمن را از دو موضوع مطلع ساخت و هر از چند گاهی، آن دو را یادآوری کرد: 1- توانمندی ها برای دفاع و مقابله با تجاوز، 2- عزم و اراده برای پاسخ به هر نوع تجاوز. در واقع این دو مطلب، حامل پیامی به دشمن خواهد بود که آن را از انجام عملی ساختن تهدیدش باز می دارد.

سخنان فرماندهان نظامی و از جمله فرماندهان سپاه را باید از همین زاویه مورد توجه قرار داد. اگر طی حداقل 10 سال اخیر، آمریکایی ها و صهیونیست ها با وجود تهدیدات مکرر، هرگز تهدیدات نظامی خود را عملی نکرده اند، دلیلش دریافت درست پیام بازدارندگی از سوی ملت ایران و خصوصاً رهبری معظم انقلاب اسلامی و فرماندهان عالی رتبه نظامی کشور بوده است.

در واقع باید گفت علت اصلی عدم وقوع جنگ طی سالیان اخیر، آمادگی های دفاعی کشور است. دشمن نمی جنگند، چون جرئت ندارد. آمریکا و رژیم صهیونیستی جرئت رویارویی با ملت و نیروهای مسلحی که آماده جنگیدن و دفاع کردن هستند را ندارند. به این سخن «رابرت گیتس» وزیر دفاع پیشین آمریکا که به تازگی بیان شده، توجه کنید: «حمله اسرائیل به ایران عواقب فاجعه باری در بر خواهد داشت و به منافع حیاتی آمریکا در جهان آسیب می رساند.»

ایشان در همین اظهارات می گوید: «آمریکا و اسرائیل توانایی معدوم کردن تمامی تأسیسات هسته ای ایران را ندارند و حمله به ایران نتیجه عکس خواهد داشت.» آیا این قبیل اظهارات دلیلی جز آمادگی های دفاعی ایران دارد؟ بنابراین سپاه و فرماندهان سپاه، دنبال راه انداختن جنگ نبوده و نیستند، بلکه براساس منطق نظامی، باید پیام قدرت بازدارندگی نظامی جمهوری اسلامی را به دشمنانی که ملت ایران را تهدید می کنند، منتقل سازند.

بدیهی است که این پیام، جدی و واقعی بوده و اگر دشمن آن را نادیده انگاشته و با خطای محاسباتی دست به تجاوز بزند، پاسخ کوبنده و پشیمان کننده را از سوی ملت ایران و نیروهای مسلحش دریافت خواهد کرد. حال باید گفت کسانی که با استناد به اظهارات فرماندهان سپاه، مدعی می شوند که سپاه کشور را به سمت جنگ سوق می دهد، یا افراد جاهل به مسائل نظامی در سطوح راهبردی بوده و یا عالمانه در راستای سیاست های دشمنان به ویژه در چارچوب پروژه سپاه هراسی و سپاه ستیزی قلم فرسایی می کنند.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱۱/٢٧ توسط محمد رضا